تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟
دلم تنها تو را دارد ولی با او نمی مانی
تمام سعی من كتمان عشقم بود در حالی
كه از چشمان مستم خوانده بودی راز پنهانی
فقط يك لحظه آری با نگاهی اتفاق افتاد
چرا عاقل كند كاری كه بازآرد پشيمانی؟
تو از دردی كه افتادست بر جانم چه می دانی؟

نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 14:11 موضوع | لینک ثابت
روزگارم گله مندی شده است
من بگریم تو بخندی شده است
از دلم یاد نکردی شاید
عشق هم سهمیه بندی شده است

نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در پنجشنبه هجدهم بهمن 1386 ساعت 15:33 موضوع | لینک ثابت
نه باورم نمیشه که تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا از تو نیومد خبری
چشمای من خشک شد به در حالا کی بی وفاتره
بال و پرش دادم ولی دیگه واسم نمی پره
اینو بدون دستای من گرمی دستاتو می خواد
تو رو به عشقمون قسم اون روزا رو یادت بیار
حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دستمون به دست هم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین صبر منم سر اومده
خدا به من بگو چرا خوشی به من نیومده
بهش بگین سراغشو از کس و نا کس می گیرم
بهش بگین اگه نیاد تو انتظارش میمیرم
آخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبشه جونمو آتیش می زنه
فقط خدا ازت می خوام دست توی دستاش بزارم
جز آرزوی دیدنش هیچ آرزویی ندارم
بازم میگم دوست دارم کاش عشقمون جون بگیره
برگرد بیا به کلبه مون تا سر و سامون بگیره
ببخش اگه قسمت نشد توی چشات نگاه کنم
یا سر رو شونه ت بزارم اسم تورو صدا کنم
تو هم منو بذار برو اما بدون رسمش نبود
جز تو آخه کیو دارم دلیل رفتنت چی بود
اون که نخواست پیشم باشی باید خودش صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو جواب قلبمو بده
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در سه شنبه ششم آذر 1386 ساعت 17:57 موضوع | لینک ثابت
داداش یاسر تولدت مبارک
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در شنبه بیست و ششم اسفند 1385 ساعت 10:43 موضوع | لینک ثابت
به تو نامه می نویسم نامه ای نوشتم بر باد
تابه اسم تو رسیدم قلبم به گریه افتاد
سلام به کسی که تو دلم درخشید
دیگه دوست ندارم ببخشید
بهتره نپرسی علتش رو
چون که ندادی فرصتش رو
بهتره این نامه آخرباشه
فکر کنم این واسه هردومون بهتر باشه
من واسه کسی که دوسش ندارم
نمی تونم شاخه گل بیارم
نمی تونم صداش کنم عزیزم
روزای خوبم رو به پاش بریزم
بین تو و اون کلی فرقه
تو آسمون پر از رعدوبرقه
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 18:46 موضوع | لینک ثابت
به تو نامه می نویسم نامه ای نوشتم بر باد
تابه اسم تو رسیدم قلبم به گریه افتاد
سلام به کسی که تو دلم درخشید
دیگه دوست ندارم ببخشید
بهتره نپرسی علتش رو
چون که ندادی فرصتش رو
بهتره این نامه آخرباشه
فکر کنم این واسه هردومون بهتر باشه
من واسه کسی که دوسش ندارم
نمی تونم شاخه گل بیارم
نمی تونم صداش کنم عزیزم
روزای خوبم رو به پاش بریزم
بین تو و اون کلی فرقه
تو آسمون پر از رعدوبرقه
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در پنجشنبه سوم اسفند 1385 ساعت 18:46 موضوع | لینک ثابت
زمانه بی رحم ترین معلم است بدون اینکه درس بدهد امتحان می گیرد
پشت این شهر قشنگ
می دونم جهنمه!!!
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 ساعت 20:59 موضوع | لینک ثابت
لهي تو بميري من نميرم … سر قبرت بيام پارتي بگيرم… الهي سرخک و عريون بگيري … تب مالت و بلاي جون بگيري.. الهي از سرت تا پات فلج شه … کمرت بشکنه ، دستت سقط شه… الهي حصبه بگيري… سر راه بيمارستان بميري.. الهي کوربشي چشمات نبينه … بميري ، گم بشي ، حقت همينه!
یک شاخه رز سفید تقدیم تو باد ***رقصیدن شاخ بید تقدیم تو باد***تنها دل ساده ایست دارایی ما ان هم شب عید تقدیم تو باد
نمي نويسم ..... چون مي دانم هيچ گاه نوشته هايم را نمي خواني! حرف نمي زنم .... چون مي دانم هيچ گاه حرف هايم را نمي فهمي! نگاهت نمي کنم ...... چون تو اصلاً نگاهم را نمي بيني! صدايت نمي زنم ..... زيرا اشک هاي من براي تو بي فايده است! فقط مي خندم ...... چون تو در هر صورت مي گويي من ديوانه ام
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در سه شنبه نوزدهم دی 1385 ساعت 13:0 موضوع | لینک ثابت
عاشقانه***مي خورد بر سقف قلبم***ياد ايام تو داشتن***مي زند سيلي به صورت***باورت شايد نباشد***مرده است قلبم ز دستت***فكر آنكه با تو بودم***با تو بودم شاد بودم***توي دشت آن نگاهت***گم شدن در خاطراتت
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در سه شنبه نوزدهم دی 1385 ساعت 12:54 موضوع | لینک ثابت
حيف که فقط تو يکي رو دارم ........ اگه از تو يه عالمه داشتم .... تا حالا يه گاوداري زده بودم ...
خيلي ببخشيد بد موقع مزاحم شدم . مي خواستم ببينم اب خوردي افتابه رو كجا گذاشتي ؟؟؟
اين اس ام اس تنها براي بيدار کردن شما ارسال شده و هيچ ارزش ديگري ندارد حالا مي توني بري بخوابي شب بخير......
برو بالا
.
بالا تر
.
تو هنوز فرق بالا و پايين رو نمي دوني ؟؟ تمرين کن فردا چپ و راست رو مي پرسم
خرس ها با يک ظرف عسل خر مي شن . اسب با چند حبه قند . طوطي با تخمه . سگ با استخوان . راستي تو هنوز موز دوست داري
يه روز يه رشتيه با يه ترکه با يه تهرانيه با يه امريکاييه با يه ابادانيه با يه اصفهانيه با يه مکزيکيه با من تصميم گرفتيم بذاريمت سر کار
.
.
.
.
.
.
.
فضول اگه چيزي مي خواستم بگم همون بالا مي گفتم .
براي يه نفر اس.ام.اس مياد . ميگه : آخ جون جوك .....ميپره گوشيشو برميداره بعدش مي بينه جوك نبوده كلي ضايع مي شه مثل تو كه الان همين فكر و كردي و
ضايع شدي
در لجن زار قلبم قورباقه تريني I Love You
هميشه عكس تو رو توي كيف پولم دارم.هر وقت دچار مشكل بزرگي مي شم ،بهش نگاه مي كنم.اون وقت احساس ميکني که هيچ کدوم از مشكلاتم به اندازه ي
اين يه دونه وحشتناک نيستند !!!
اگر اين اس ام اس رو بخوني، "ويروس" وارده مغزت ميشود
.:.loading.:.
مغز پيدا نشد!!
اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد
از لرزش صدات از برق نگات از تپش قلبت از نفس هاي تندت از عرقي که روي تنت بود فهميدم که تيروئيدت پرکاره!
اي که پا گزاشتي رو عشقه من ؛ اي که در را بستي به روي من ؛ درو باز کن دستم مونده لاي در
اميدوارم امشب در عميق ترين لحظه خوابت احساس كني ....................جيش داري...!!!
عزيزم با من باش و از وجود من به زندگيت گرما و صميميت ببخش و سرماي سخت زندگيت را با اعتماد به من از بين ببر ، ........<< از طرف ايران رادياتور >>
l O V E means : L:lengeye to peyda nemishe Omrami V:voojoodami E:engar off ro eshtebah ferestadam
روي تو يه حساب ويژه ميکردمو ناراحت نشو ولي تازه مي فهمم همه راس مي گن
تو يه آدم دورو هستي
1 روت ماه!
1 روت گل!
يکي از يکي قشنگتر
وقتي صدام مي كني آرزو مي كنم كاش كر بودم
تو كه لال نمي شي ...
چرا عاقل کند کاري که بعداً خود به خود گويد خودم کردم که لعنت بر خودم بادا بادا مبارک بادا
دلم بدجور هواي دستها ت رو كرده. لحظه شماري مي كنم براي اون لحظه كه حقت رو كف دستت بذارم
اين مسيج مخصوص ساعت 3 بامداد است) ببخشيد عزيزم كه اين موقع شب مزاحم خوابت شدم چون يه سوال مهم برام پيش اومده، ميخواستم بدونم «هواپيما
بوق داره؟
دوست داري بگم ميخواهم هر روز صبح با صدات بيدار شم بعد بگم با ساعتم بودم ؟ دوست داري بگم چرا رفتي بعد بفهمي با برق بودم ؟ دوست داري بگم هر جا
باشي پيدات ميکنم بعد بفهمي با دسته کليدم بودم ؟ دوست داري بگم دوست دارم بعد فکر کني ... نه ديگه – اين دفعه با خودت بودم
اي كاش علم اونقدر پيشرفت كرده بود كه مي تونستم از طريق اس ام اس يه چوب بزرگ بكنم تو سوراخ دماغت
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد!خاک بر سرم! اگه توي اوني که دلم مي خواد حتما خرم!
براي عشق تو در قلبم سه کوه ساختم اولي کوه وفا دومي کوه صداقت سومي....... کوهي که هر وقت بهم گفتي دوست ندارم از اون بندازمت پايين
نوشته شده توسط یاسر و عاطفه در یکشنبه هفدهم دی 1385 ساعت 13:43 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته اوّل اسفند 1385
هفته سوم دی 1385
هفته دوم دی 1385
طراح قالب
POWERED BY